مهاني
 
گل پسر یاد گرفته که خودش بره حمام

امروز رفته بود حمام

وقتی اومد

گفت مامان بیا منو بو کن.

بوش کردم

گفت: اگه گفتی چه بویی می دم؟

گفتم بوی شامپوی خوشبو. بوی خوبی می دی.

گفت نه بوی بارون می دم

گفتم بوی بارون چه بوییه؟

گفت همون بوی خوبه دیگه

من که سردرنیوردم شما چی؟

[ سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 18:52 ] [ مهانی ]
فقط کافی است که اسمش را جستجو کنی

شهید علیرضا افشار خبرنگار شبکه خبر را می گویم

خبرنگاری که همراه با دیگر همکاران رسانه های کشور در حادثه سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ به شهادت رسیدند

دیشب به همراه چند نفر از بچه های خبرنگار مهمان خانه پدر علیرضا افشار بودیم

همه جا می توانستیم حضور او را حس کنیم

انگار که او هیچ وقت نرفته است

خانواده اش را که دیدم فهمیدم چقدر صبر و شکیبایی دارند و ما کجا و آنها کجا؟

هیچ کسی از آینده خبر ندارد

نمی دانی آیا فردا از خواب بیدار میشوی و یا آیا به خانه برمی گردی؟

خانواده علیرضا هم نتوانستند شب آخر یک دل سیر پسرشان را ببینند

سخت است که بخواهی برای آخرین بار فرزندت را یک دل سیر ببینی اما هواپیمایی که سقوط کرده آتش گرفته و همه چیز خاکستر شده و ....

....

دیدار به قیامت علیرضاافشار

به همه شهدای رسانه که در آن هواپیما بودند می گویم دیدارمان به قیامت

....

۱۷ مرداد روز خبرنگار است

این مطلب را کمی زود نوشتم

هرسال به یاد همه شهدای رسانه می افتم خصوصا آنها که در این حادثه جان خود را از دست دادند

به یاد علیرضا برادران عکاس روزنامه و خیلی های دیگر

....

روحشان شاد

 

 

[ جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 2:16 ] [ مهانی ]
دلگیرم

از زمانه

از گذر عمر...

از بی تفاوتی...

از بی علاقگی ...

از بی انگیزه بودن....

از روراست نبودن ...

از سایه ها.............

از هر چه که باعث دلگیریم می شود دلگیرم...

نپرسید چرا؟

فقط دلگیرم

 

[ جمعه ششم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 12:48 ] [ مهانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب