|
مهاني | ||
|
نشسته ایم پشت به پشت
اما نه برای اینکه به هم تکیه بدیم برای اینکه مبادا چشممون توی چشم هم بیفته برای اینکه هرکدام به روبرو خیره شیم برای اینکه راهمون جدا شده برای اینکه بینمون شکاف افتاده اما اینجوری نبود خوب یادمه که همیشه دستات توی دستام گره شده بود... محکم ... محکمه محکم... خوب یادمه نگاهت توی نگاهم گره خورده بود.... انگار که منو ذوب میکرد... خیلی چیزا رو خوب یادمه .... خوبه خوب... دقیق و با جزئیات.... اما حالا فرق کرده همه گذشته ها میره توی صندوقچه خاطرات ... شایدم گذشته ها مث ساختمون باشه ... ساختمونی که یه روزی آجر به آجر روی هم گذاشته شده و حالا قدیمی شده و باید از نو ساخته بشه کاش توی این ساختمون های جدیدی که می خوایم بسازیم در و دیوارشو از آینه بسازیم که هر جا بریم و هر طرفی بچرخیم خودمون رو توش ببینیم ... ماییم که عوض نمی شیم....
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 8:7 ] [ مهانی ]
روز وصل دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد کامم از تلخی غم چون زهر گشت بانگ نوش شادخواران یاد باد گر چه یاران فارغند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد مبتلا گشتم در این بند و بلا کوشش آن حق گزاران یاد باد گر چه صد رود است در چشمم مدام زنده رود باغ کاران یاد باد راز حافظ بعد از این ناگفته ماند ای دریغا رازداران یاد باد [ دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 11:54 ] [ مهانی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||