مهاني
 
چهارشنبه اولین روز مدرسه پارسا بود

پسر خانه ما امسال پیش دبستانی است

من و همسر تصمیم گرفتیم که دردانه بابا را با هم همراهی کنیم

و سه نفری به مدرسه رفتیم

چه حال عجیبی بود

هم یاد روزهای مدرسه خودم افتادم و هم اینکه انگار می خواهم چیزی از وجودم را از خودم جدا کنم

در این سال ها اینقدر احساس وابستگی نکرده بودم

شاید گاهی دلم می خواست که زودتر مدرسه ها باز شود و پارسا مستقل شود و من هم راحت تر

اما دیروز فهمیدم که من کم تحمل تر از این هستم

و واقعا برای چند ساعت هم که شده دلم برایش تنگ می شود

شاید این هم برایم لازم است

اما این روزها حساس تر و وابسته تر شده ام هم به پارسا هم به همسر

و واقعا عاشقشون هستم

 

[ پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۱ ] [ 16:30 ] [ مهانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب